خلوتکده
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 23 آبان ماه سال 1384
گناه

 

 

 

همیشه به من می گفت : " تو دنیایی منی " غافل از این که روزی گفته بود : " دنیا برایم پوچ و بی ارزش است . "

به کدامین گناه ! آری ای یار به کدامین گناه مهر دلی تبدیل به کینه شد . به کدامین گناه شادی چشم تبدیل به اشک شد . به کدامین گناه ، ای یار ! انتقام جای دوستی شد . به کدامین گناه کلام در دهان حبس شد . به کدامین گناه ای همدم ، سینه پر از غم شد . به کدامین گناه ، پاها از رفتن سست شد . آری به راستی به کدامین گناه . گناه به گردن که بیاندازیم . گناه ...، گناه...، یا شاید هیچ !! این دوری است برای آمدن و می آید و می رود و ما را قدرتی برای مانع شدن نیست .

به کدامین گناه در مسلخ عشق پای کوفتن.........برای انتظار یار چشم بدر دوختن

 

باد غارتگری بودم ، وزیدم و غم دلها را با خود به غنیمت بردم .

باران بهاری بودم با شوق فردا در صدف چکیدم . حال که نقش مروارید گرفتم مرا به روی خاک افکندند .

بوم غمی بودم و در سیاهی شب لانه گرفتم .

حرف ناگفته ایی بودم یاد آور درد .

در این میان همه چیز بودم و هر کس از ظن خود شد یار من

 

ترا آن به که روی خود زمشتاقان بپوشانی

که شادی جهانگیری غم لشکر نمی ارزد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 19573


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
بگفت از دل جدا کن عشق شیرین
بگفتــا چون زیـم بی جان شیرین
بگفت ار من کنم در وی نگــاهی
بگفت آفـاق را سوزم بــه آهــی
شناسنامه کامل من...